
هميشه در مقابل كارهايى كه مى ترسم از عهده شون بر نيام اولش يه كم پس پس ميرم. البته بستگى به روحيه م در اون مقطع زمانى هم داره (كه خيلى هم بالا پايين داره!)، اما معمولا با هزار ترفند خودم رو راهى مى كنم. حتى اگه شده با قدم هاى كوچيك و نامطئن، قدم هايى كه خيلى وقتها كسى نمى بينه جز خودم.
اما خب مسأله اينه كه هميشه زمان كافى برای اينكه خودت رو قانع كنى و جلو برى ندارى.
شرايط هولت ميده، عصبي ت ميكنه، دلت مي خواد پسش بزنى بگى
"ولم كن! خودم ميرم"

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر