۸/۱۵/۱۳۸۸

وسواس



براى يكى از درسهام دچار وسواس شدم! امروز براي امتجان دوّمم حس مي كردم دارم ديوونه ميشم از بس كه چك مي كردم. بعد از شش بار چك كردن، ورقه رو به زور دادم دستِ استاد و بعد ازاينكه تحويلش دادم اونهم با لهجۀ با مزه و سرخوش از اينكه مي تونه اسمم رو درست تلفظ كنه ميگه مطمئنم كه خوب دادى،و من بدتر دلم ميخواد ورقه رو بگيرم ازش و دوباره چک كنم،به خدا من هیچ وقت اینطوری نبودم،نمی دونم چه بلایی داره سرم میاد!!

۳ نظر:

  1. سلام
    من گياهم!
    بابا خرخون.... بابا استرس!
    وب بامزه اي داري. با اين حجمي كه مي نويسي فقط ميشه گفت بامزه. يه خرده بيشتر(با حجم بالاتر) بنويس و به فرم توي كارات توجه كن. حتما يه سري به وب ترانه عليدوستي هم بزن. اسمش Spotlight تو همين بلاگ سپات هم هست. البته اگه تا حالا نديده باشيش!

    پاسخ دادنحذف
  2. شاید بیشتر که بگذره بیشتر بنویسم.اما از زمان شروع قصدم کوتاه نوشتن بوده.منظورت رو از فُرم نفهمیدم اما خُب چون مثال علیدوستی رو زدی فرض می کنم که منظورت جمله های مرتب و رعایت اصول ادبیاتِ فارسیه!ولی من دلم می خواد همون طوری که تو ذهنمه بنویسم،نمی خوام مرتبش کنم. فقط زمانی مرتبش می کنم که به نامرتبی شعر باشه!
    گاهی سر می زنم به وبلاگ علیدوستی،زیاد دوست ندارم.

    پاسخ دادنحذف
  3. من با کوتاه نویسی موافق ترم، خوندنش راحت تره. موقع خوندن بقیه وبلاگها که طولانی می نویسن هم معمولا پست های کوتاه تر رو میخونم. وبلاگ خوندن شغل که نیست که آدم برا دنبال کردن چندتاشون چندین ساعت از روزش رو بذاره... اگر همچین وقتی هم داشته باشم، ترجیح میدم برا کتاب خوندن ازش استفاده کنم. خلاصه اینکه: من طرفدار پر و پا قرص کوتاه نویسی ام!!!

    پاسخ دادنحذف

Web Stats