۱/۰۱/۱۳۸۹

خونۀ غریبه


چندروزی مهمونِ نوروزی از شهرستان (نیویورک) داشتیم، امروز صبح رفتن و دلِ ما هم حسابی گرفت. وقتی چندروز مهمون داری، بعد از رفتنشون خونه غریبه میشه و باید زمان بگذره تا دوباره حس کنی  این همون خونۀ خودته که وقتی میای توش همیشه می گی "آخییش خونه". دوستهامون که مهمون ما بودن رو کم می تونیم ببینیم اما هروقت با هم هستیم من به اندازۀ نیمی از عمرم می خندم، این بار  هم با این وضعیت تنفسی یکبار با خنده تا مرز خفه گی رفتم!
(این هم عکس سفرۀ هفت سینِ من)

۲ نظر:

  1. عکسش مثل کارت پستال می مونه! ایول به عکاس و ایول به سلیقه چیننده سفره!

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام دونهء گندم سال نو مبارك
    مي ترسم از هفت سينت تعريف كنم ؛ بگي باز اين كيارش الكي تعريف كرد .
    سفره ما هم زيبا شده بود ( كاره دست مهتاب ) اما جاي يك سين خالي بود .
    روزگارتان نو و دلتان شاد و پر اميد باد

    پاسخ دادنحذف

Web Stats