قبول دارم كه ضعیف ترين استدلال در دفاع از
مقالۀ شادی صدر از طرف کسانی بوده که مثال اوردن از اينكه چطور هميشه تو خيابونها متلک شنيدن يا مورد آزار جنصى قرار گرفتن. اما يک چيزى توی اين مثالها هست كه بهش توجه نمیشه. همه ديديم، دور، نزديك، فيلم، حقيقت، زنى كه بهش تجاوز ميشه تا مدتها بدش مياد كه مردى بهش حتی دست بزنه، حالا شما هى بيا استدلال كن كه " اين توهينه، همه مردها كه اینطوری نيستن". استدلال درسته، همۀ مردها اینطوری نیستن، ولى در نگاه كسى كه مورد ظلم قرار گرفته، خودش،حق و حقوقش، بدنش، جنصیتش تحقیر شده مقصر فقط آدمی نیست که بهش ظلم کرده، مقصر همۀ کسایی هستن که صدای فریادش رو نشنیدن یا شنیدن و رد شدن، یا حتی خودش اگه سکوت کرده باشه. "نباید تعمیم داد"، قبول، اما راه فاصله گرفتن از این تعمیم دادن ها این نیست که فقط بگی "من مثال نقضم، این تعمیم مزخرفه". گاهی باید در برابر اون فرهنگ محکم ایستاده باشی، تاثیر گذاشته باشی، آدمهای دیگه ای رو از اون حلقه بیرون کشیده باشی تا توی اون حلقه به حساب نیای.من از مقاله شادى صدر خوشم نیومد، حرفهاش مودبانۀ اين جمله بود: "نيشت رو ببند، خودت بدتر از اونى". از اون دست حرفهایی بود که آدمها رو پس می زنه به عقب. نميشه بخش بزرگى از جامعه رو تحقير كرد و ازشون خواست كه مثل بچۀ خوب به اشتباهاتشون اعتراف كنن و خودشون رو مورد نقد قرار بدن. نميشه به اون مردهايى كه رشد كردن، از بی كلامى به كلام رسيدن و حداقل یاد گرفتن که از حقوق زنها حرف بزنن، حتی حرف خالی (چه بسا حرف خالی کسی، محرک عمل کس دیگه ای باشه) گفت تو بدتر از اون امام جمعه ای و فكر كرد كه قدمى در راه احقاق حقوق زنها برداشته شده.

من فکر میکنم بخش اصلی انتقادات به آن نوشته به این برمیگرده که چرا مخاطبش فقط نیمی از ماست. انگار نویسنده خودش بیشتر از هر کسی در دام سکسیسم افتاده. قبول است که همه باید کار بیشتری بکنیم و مقابل این موضوع موضع بگیریم ولی این همه یعنی واقعا همه نه فقط مردان. به قول دوستی اگر آقای صدیقی هست و بخش بزرگی از ما که در عمق مثل ایشون فکر میکنیم، خانم رجبی هم هست و باز هم بخش بزرگی از ما که در عمق مثل ایشون فکر میکنیم. یادمون نرفته که حرفهای آن خانم شاید حتا بیشتر از امام جمعه تهران پر بود از توهین به زنان و به همه ما.
پاسخ دادنحذفدونه گندم عزيزم
پاسخ دادنحذفكامل با موضع عمل گراي تو موافقم حرفهاي مغرورانه اثرات بدي در انسانها دارد به طور مثال كسي كه به تو ميگويد اول خود را نقد كن شخص مغروري است كه تا بحال به اشتباهات خود به طور دائم ننگريسته چون به نظر من اگر كسي هميشه در حال نقد خويش باشد كمتر موضع گيري ميكند و يا حداقل با حتياط و ترس و لرز حرف ميزند و به اين سادگي ديگران را زير سئوال نميبرد. به طور مثال خود را ميگويم كه هر گاه بيشتر عمل كرده و يا متوجه خود بوده ام كمتر انتقاد كرده و هر گاه بيشتر حرف زده و كمتر عمل كرده و اشتباهاتم را نديده ام بيشتر انتقاد كرده ام .