۸/۱۷/۱۳۸۹

یکشنبه ها

در بهترین حالت می تونم صبحش کلاس ساز داشته باشم و کلی سر و کله بزنم با بچه ها. بعدشم  تو یه هوای عالی با دوستهامون بریم پیک نیک و یه ناهار خوب بخوریم و ورق بازی کنیم و چایی بخوریم، تعریف کنیم و بخندیم. می تونم کنار رودخونه دراز بکشم و بذارم موهام بریزه جلوی چشمهام و از نزدیک ببینم که نور خورشید باهاشون بازی می کنه. اما آخرش با خستگی زیاد تسلیم میشم، با دلتنگی روز یکشنبه مطلقا هیچ کاری نمی شه کرد. حداقل هفته ای یک روز تسلیم دلتنگی!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats