۱۲/۱۶/۱۳۸۹

ولی

اخیرا می فهمم چه حس بديه وقتى به کسی چیزی رو می گی و در جواب می شنوی که «....ولى من به تو اعتماد دارم». آدم فكر می كنه بار مثبتى داره ولى نداره حالا كه دقت می کنم. تاثیر اون کلمات قبل از « ولی» خیلی بیشتره تا بعدش. و کلی ناراحتم از اینکه خودم چندوقت پيش به یکی از دوستهام اينو گفتم وقتیکه وحشت زده شده بودم از کاری که داره می کنه و تصمیم عجيبى که داره می گيره. نه اينكه اعتماد نداشتم و دروغ گفتم نه، ولى اين حرف اصلا يه جوريه با اون «ولی» که میاد اولش. يعنى من مطمئنم دارى اشتباه می كنى ولى شايد چون تويى و من دوستت دارم و جرات ندارم حتی توی دلم فکر کنم که تو بری و اشتباه کنی و داغون بشی به اعتماد کردن بهت آویزون می شم، یعنی من یه جورایی مطمئنم که راهت غلطه ولی امید که پایان برای تو دیگر شود!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats