احساس تعلق دلم می خواست پریشب، وقتی می رقصیدم و دلم می خواست بعد از اینکه پشت گردنم عرق کرد موهام رو بالا بگیرم و بیام روی مبل بیفتم کنارت و تو دستت رو باز کنی برای در بر گرفتنم. احساس تعلق دلم می خواست امشب، که وقتی همه خداحافظی کردن و رفتن تو باشی. آره می دونم، بین پریشب و امشب دیشب هم هست، یادم نیست، حس تعلق نداشتم شاید، اشکالی هم نداره نه؟ اما حتما دلم برات تنگ بوده.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر