۶/۰۸/۱۳۹۰

رها

می گه دوست ندارم یه خانوم متاهل بزرگ یا یه مادر سن و سال دار بشی، دوست دارم یه دختر باشی همیشه یا مثلا تازه همسرکسی شده باشی.
می گم خانومِ متاهلِ بزرگ شدم به نظرت؟
می گه داری می شی.
عصبانیت و بغض گلوم رو می گیره، نه اینکه صفات بدی باشه اما قالبِ، قابِ، رها نمی کنن آدم رو با این قاب هاشون.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats