۷/۲۳/۱۳۹۰

حتی اگر انگار!

گاهی اعتقاد آدم تغییر می کنه، گاهی رفتار آدم تغییر می کنه، گاهی الویت های آدم تغییر می کنه.... به تغییر معتقدم، امابه نظر من هیچ تغییر موثر و پایداری با تصمیم گیری اتفاق نمی افته. آگاهی عمومی و غیر محسوس لازمه برای تغییر، ممکنه حتی تا مدتی نفهمی اون آگاهی داره از کجا کسب می شه، ممکنه محل زندگی و آدمهایی باشه که سالها باهاشون زندگی می کنی، یا آدمهایی که در زمان خاص و حساسی از زندگیت باهاشون هستی، یا محل تحصیلت و استادهات که  احترام زیادی بر می انگیزن حتی در مدت کوتاه... معمولا  بعد از تغییر می فهمی که چی بوده....اما تغییر آگاهانه و با تصمیم، گرچه با ارزش، اما واقعی نیست، در بهترین حالت  تلاشیه برای بهینه کردن شرایط زندگیت یا به خاطرکسی که دوستش داری. تفاوتش هم اینه که بعد از تغییر نوع اول هنوز خودتی و نه طلبکاری و نه بدهکار، اما بعد از تغییر نوع دوم، در بهترین حالت (که اون تغییر درواقع عادتت شده و خوبی باهاش) آگاهی که حسی از خودت بودن رو از دست دادی و این یعنی سرزنش خودت و هرکسی که باعث از دست رفتن تو شده، حتی اگر انگار آدم بهتری شده باشی! برای  همینه که دیگه نه هیچ علاقه ای به انتقاد کردن دارم، نه علاقه ای به تعییر دادن کسی، زیبا نیست تغییر دادن کسی. گرچه برام باعث خوشحالیه اگه کسی فقط  به خاطر بودنم (یا حتی نبودنم) تغییر   کنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats