کارش خیلی زیاده امسال، خیلی کم می بینمش، روزهای تعطیل هم می ره کار می کنه. یه روزهایی هم که باهاش می رم کافی شاپ برای کار کردن، روی یه میز نمی شینیم، باید یه جای دیگه بشینم و پشتم هم باشه بهش چون حواسشو پرت می کنم (راست هم می گه!! و البته نکتۀ مثبتیه). دوستهای نزدیکم این ترم نیستن اینجا و خلاصه روزگار عجیب تنهایی دارم، اداهایی باید از خودم در بیارم که گرفتار نشم!

عزیزم کاشکی یک گرفتاری بی ادا و دردسر سراغ داشتم پیشنهاد میدادم
پاسخ دادنحذف