همیشه دلم میخواست یه شعر بگم راجع به اون پردههای کرکرهای خونهمون توی آستین؛ یکیش کوچیک و افقی بود، یکیش بزرگ و عمودی. هیچوقت کامل نشد توی ذهنم شعرش و تسلیم شدم، همش به افقی و عمودی بودنشون ختم میشد. خب که چی، یکیش عمودی بود یکیش افقی، چجوری میتونستم توی کلمهها بیارم که این چه نقشی داشت توی زندگی من؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر