۷/۱۹/۱۳۸۸

كشيدنِ صندلی


از ديروز تا حالا از فكر اين پسر كه اعدام شد بيرون نميام. نه اينكه اتفاق تازه اى باشه تو كشور ما، اما هرچى زمان بيشتر ميگذره و من خبرى در اين مورد مي شنوم بيشتر تا مغز استخونم منزجر ميشم. تا هم مخالفت كنى، سریع بِهِت ميگن خودت رو بگذار جاي اون كسى كه عزيزترينش رو از دست داده!!! كه البته ميشه همين جمله رو به خودشون هم تحویل داد، به قول مادربزرگم هميشه ميگه "مادرِ اصغر قاتل هم مادره"!
انتقام گرفتن يكى از حسهای طبيعى آدمه، كه مي تونه و بايد كنترل بشه. مي تونه تربيت بشه تا مرزش بياد جايى قرار بگيره كه با وحشيگرى فاصله داشته باشه. انسانهاي ديگه، جوامعِ ديگه تونستن، ما هم انسانیم (انشالله!!) ما هم مي تونيم جامعه اي باشيم كه در این مواقع، حسّ انتقام جويي مون با دور نگه داشتن اون آدم از اجتماع ارضاء بشه، نه با كشيدن صندليِ زير پاش.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats