۸/۰۱/۱۳۸۸

رويين روح


وقتى پنج شنبه ها آخر شب مي رسم خونه بوي تميزى مياد و همه چيز مرتّبه. من هم سرىع مي پّرم تو حموم و بعد از حموم هم با ارثِ خانودگى كِيف مي كنم ( كِرِم زدن،دست و صورت و كفِ پا،مراسم داره!) بعد ديگه حس مي كنم هيچ چيز نمي تونه انقدر مهم باشه كه اين آرامش رو ازم بگيره. اين لحظه هاىِ امنِ منه كه توش رويين روح ميشم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats