۹/۲۰/۱۳۸۸

دورِ باطل؟


سعى می كنم، كلنجار ميرم و به اين باور نزدیک می شم كه چه با ارزشه موقعيتى كه توش هستم،چه خوبه دست و پا زدنِ اینطوری، چه خوبه كه حسّ آويزون بودن از دنيا رو ندارم،چه خوبه كه حداقل از وقتيكه دانشگاه ميرم دچارِ ركودِ محضِ طولانی نشدم،و همۀ اينها تجربه هاى خوبی هستن،و باز اين كلمه،"تجربه"،و صدايى كه ته دلم با مهربانی و طعنه ميگه :"و فاصله تجربه‌ يی بيهوده است".

۱ نظر:

  1. سلام
    آمدی و کامنت گذاشتی که کامنت من را حذف کرده‌ای برای افشای نام!
    یاد نقل‌قولی از میلان کوندرا افتادم که می گفت:
    «موریانه‌های تقلیل، همه‌چیز را می‌خورند.زندگی آدم را می‌جوند.بزرگ‌ترین عشق ها سرانجام به مجموعه‌ای بزرگ از خاطرات بی هویت و درپیتی تبدیل می‌شوند. تاریخ یک ملت، به یک مشت رویدادهای بی‌اهمیت نسبت داده می‌شود. زندگی انسان به نقش اجتماعی و دم‌دستی و مخفیانه‌ی او تقلیل می‌یابد. انسان به‌واقع در گرداب تقلیل گرفتار است.

    پاسخ دادنحذف

Web Stats