داشتم دنبال معادل فارسى obsession ميگشتم،ميگه وسواس،فكردائم،عقدۀ روحی!! عقده روحى كه اصلا فكرش رو هم نكن باز حالا فكر دائم یا وسواسِ فکری يه كمى نزديكتره اما به نظر من هيچكدوم بارِ درستی نداره، من از خودش استفاده مي كنم.خيلى كم پيش اومده كه با يه چيزى obsessed بشم طوریکه بزنه داغونم کنه،چند باری تجربه ش کردم، از بدترین و مخرّب ترین حس ها یی بودن که داشتم. ولی يك چيزى رو جديدا دقت كردم كه بعضى از آدمها مثل كسایی كه ويروسى دارن كه براى خودشون بی ضررِه ولى به بقيه منتقل مي كنن آدم رو گرفتار مي كنن ، با خودشون و یا با هرچیزی که در ارتباط با اونها داشته باشی. احتمالا عاقلانه ست كه خودت رو در معرضشون قرار ندی ، اما اگه نزدیک بود و عزیز بود چى؟!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر