۱۲/۰۶/۱۳۸۸

پیرمرد


از اون پيرمرد آمريكاييهاست،چشمهای آبیِ کدر شده،ماشين قديمى ، صداش عمیقه ولی نفسش کم عمقه،حرفهاى معمولى رو با طمانینه خاصى مي زنه كه آدم دلش مي خواد گوش كنه. بالاي هفتاد سال سن داره و دکتراش رو تازه پنج سال پیش گرفته! مي ترسم وقتى باهاش حرف مي زنم،خيلى مودبه. کلی از فرهنگ و تمدن بزرگ پرژیا تعریف کرد و پرسید که آیا من خودم رو پرژین می دونم یا نه، من هم اصلا حوصله نداشتم و راستش فکر کردم شاید بی ادبی باشه که الان توضیح بدم  "پرژیا وجود نداره، ایرانِ ،من  هم ایرانیم" ... گفتم بله.
ديروز بك گراند کامپیوترم رو ديده ميگه " اين عكس خودته؟" !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats