دونهی گندم
درباره من
مشاهده نمایه کامل من
۱/۲۴/۱۳۸۹
يک ساعت و نيم
داشتن امتحان مى دادن، كلاس از سكوت پُر بود. يک ساعت و نيم وقت داشتم كه به تک تكشون با دقت نگاه كنم و حدس بزنم چه جور آدمهايى هستن. وقتشون تموم شد و داشتن از كلاس می رفتن بيرون و خنده دار بود که من حس می كردم دلم براشون تنگ می شه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
Web Stats
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر