۶/۰۷/۱۳۸۹

نور شبانه

بعدشم بدون اينكه مثل هرشب موقع خواب بگم "نوووورم، نورم" و اونم درحالیکه غرغر می کنه و با خنده میگه که دیوونه ای با اين نور شبها پاشه بره پرده رو درست كنه، رفت و پرده رو درست كرد. نور اريب راه راه افتاد روی تخت، روی پاهام. با انگشتهای پاهام نور رو نوازش کردم و بهش گفتم که حوصلۀ بازی ندارم امشب.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats