۱۰/۱۹/۱۳۸۹

قطار

با اينكه نه زياد سوار قطار شدم و نه جايى زندگى كردم كه قطار خيلى رد می شده اما نمی دونم چرا صداى سوت قطار يكى از نوستالژیک ترين صداهاست برام. حالا دو ساله كه تو اين خونه ايم، بیشتر شبها نزديک هاى ساعت يک شب صداى سوت قطار مياد و من هم خوشحال می شم انگار که کسی به دیدنم اومده و هم دلتنگ ميشم انگار که می خوام با کسی خداحافظی کنم و برم. اگه بيدار باشه يواش بهش می گم "اومد، می خوام برم باهاش"، اون هم می گه "نرو، نميشه نرى؟"، من هم می گم "نه بايد برم، تو هم بيا بريم"...نمی دونم کِی می رم.

۱ نظر:

  1. من دقیقا چنین احساسی دارم وقتی که هواپیما ها رو در این شهر دور می بینم، وقتی به سمت فرودگاه می ریم، ... از روز اولی که به اینجا اومدیم.

    یک روز می رم.

    پاسخ دادنحذف

Web Stats