۲/۱۰/۱۳۹۰

شرح بیچارگی!

جاى نيشش مونده روی هردوتا پاهام، نمی دونم چيه لامصب، چندجا قرمز و ورم كرده، جایی که کنار قوزک پا پوست نازک می شه همون اطراف مونده حتما هرچی بوده. چند ساعت يه بار می شورم پاهام رو، نرم کننده می زنم، و بعدش هم پماد ضد درد و خارش، اما چند ساعت يه بار هم پماد رو پاک می كنم و  با ناخنم وحشیانه می كشم روشون و با خودم می گم لذتش به كبود شدن بعدش می ارزه. شب اما بیچاره ام، پماد نمی تونم بمالم چون می ماله به ملافه ها و پاک ميشه، هر دقيقه هم نمی تونم بلند شم با ناخن بیفتم به جونشون، فقط بیدار نگهم می داره و زير پوستم پیچ و تاب می خوره اون حس و بیچاره ام می کنه، بیچاره!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats