۲/۲۵/۱۳۹۰

باورکردنی تر

به سختى می فهميدم چى می گه، آخر كلمه هاش توی خفه گى و بی نفسی آرومى فرو می رفت، خَش داشت تو صداش، «خواب ديدم مُردى»، حالا باهام حرف می زد ولی طوری که انگار خوابش در بیداری هنوز باوركردنی تر از واقعيت بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats