۲/۲۳/۱۳۹۰

اشکال نداره، زود می گذره

يک بار ديدن اين همه دلتنگى و گريه ش، يک بار داشتن اينهمه اضطراب سفر هم بسه، زياده تو زندگى، چه برسه به دوسال يه بار يا هرسال. اين روزها زياد ميگم «اشكال نداره زود می گذره، خيلى زود»، ولی ادامه ش رو نمی گم كه «زود می گذره، خیلی زود، خیلی زود دوباره می شه یه صبح زود توی فرودگاه و صداى اذان و آغوش مامان و بعد هم من تنها و بازهم دلتنگ اينطرف شيشه ها، اشكال نداره، خیلی زود می گذره، خیلی زود.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats