۳/۰۱/۱۳۹۰

«پرواز اعتماد را با یکدیگر تجربه کنیم»!!

دارم تو یکی از این شبکه های ماهواره فیلم می بینم که یه زیرنویس با کمال آرامش میاد عبور می کنه، تبلیغ شنود برای منزل و محل کار! حالت صورتم عوض میشه و حالم بد می شه، مامان از محل کارش می گه و بابا از کسی که می ره سفر و تو خونه ش شنود میذاره. مضطرب میشم از شنیدن این چیزها، مامان با افسوس می گه «این زندگی های بی اعتماد» و من فکر می کنم: اعتماد، اونهم نه به سادگی، نه فقط اعتمادی که در اصل راحتی پیش بینی حوادث و رفتار همدیگه ست و به خاطر شناختیه که از هم داریم، که حتی اعتماد به چیزی که مطمئنیم و می دونیم که از هم نمی دونیم.

۱ نظر:

  1. یادمه ایران سرکار یک مدتی جانشین مدیر عامل بودم، وقتی مسافرت بود یکی زنگ زد که به جای اون با من صحبت کرد و پیشنهاد شنود در دفتر کار رو مطرح کرد، بعد همچی دلم ریخت پایین و گفتم نه مدیر ما همچین چیزی رو قبول نمیکنه این بی احترامی به حریم انسانهاست، ولی بعدا فهمیدم که دوباره زنگ زده و اشتیاق مدیر عاملون هم براش جالب بوده . این شاید بی اعتمادی آدمها به خودشون باشه دوستم نه به دیگران.

    پاسخ دادنحذف

Web Stats