همش بغض داشتم، نمی دونم احساس خودخواه بودن بهم تحمیل شد و راحت قبول کردم یا واقعا خودخواه هستم و جایی برای دفاع نبود، شاید هم خودخواه بودن به نظرم اونقدر بد نبود که نیازی به تلاش برای نفی کردنش داشته باشم، اون هم خودخواهی از نوع نیاز به کسانیکه دوستشون دارم. با خودم فکر می کردم «یعنی فقط مشکل اینه که تو رو همواره نیازمند می خوان؟چرا؟!»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر