اولین سازم سه تار کوچیکی بود اندازۀ خودم، بابا نبود اون موقع و مامان در یه تولیدی لباس کار می کرد، پول ساز پول سه ماه حقوقش بود، از کارفرماش وام گرفت تا سه تار بخره برام. دومین سازم تار بود که زیاد کوچیک نبود، مثل خودم. بابا بود اون موقع، پول ساز اندازۀ موتور بابا بود که فروخت تا تار بخره برام.
امسال هم مامان برای تولدم هدیه ای داد ماندنی، دل رُبا و زیبا و باوقار، تاری که یک روز آمده در آغوشم و انگار سالهاست که دلم رو برده.

دل ربا وزیبا وباوقار! درست مثل خودت که یک روز اومدی تو آغوشم وسی ساله که دلم رو بد جوری بردی
پاسخ دادنحذفمبارکت باشه نازنین
مامانی
وااااااااااای دوستم. چه همه خوبی. چه همه خاطره قشنگ. برات آرزو می کنم همیشه دنیا برات به همین زیبایی باشه در کنار پدر و مادر دوست داشتنی و گلت.
پاسخ دادنحذف