سعی می کنم حواسم نباشه این روزها، گرچه دندونم درد گرفته از فشار دادن به هم. قبل از کنسرت با چهرۀ آرام و مسلط دوستی که انگار مطمئنه چی برای تو بهتره و تو رو هم مطمئن می کنه گفت:
- خب، امشب شب توئه!
- شب من؟ چطور؟ یعنی چی؟
- یعنی اصلا هرچقدر دلت می خواد بی تابی کن! راحت راحت، نگران هیچی هم نباش.
بدون هیچ تعجب و مکثی فهمیدم که شب شب منه و قبل از اینکه جمله ش تموم شده باشه شروع کرده بودم! ردیف دوم بلیط گرفته بود،سن پر از شمع بود و من هم فرو رفتم توی صندلیم و تا دلم خواست بی تابی کردم با صدای قربانی.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر