آدم زیر بار یاد گرفتن بعضی چیزها نمیره. بعضی چیزها رو به طور متناوب هی یاد می گیری، فراموش می کنی، باز یاد می گیری، فراموش می کنی. یه جایی می خونی انگار که اولین باره بهت می گن و خوب یادش می گیری، دوباره یادت می ره، بعد یکی با رفتارش بهت یادآوری می کنه، اما اینطوری نیست که «یادآوری» باشه، چون حسش اینطوری نیست که یادت اومده باشه، اینطوریه که اولین باره که اتفاق می افته و چیزی یاد می گیری ازش. تنها از پس کارهای سخت براومدن از این چیزهاست، تنها بودن هر کسی تو این دنیا از این چیزهاست. تنهایی رو آدم تا آخر عمرش هی باید یادش بره و دوباره یاد بگیره.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر