هى جلوى خودم رو مى گيرم كه راجع بهش ننويسم تا به دنيا بياد، ولى نميشه، امروز كه فهميدم دخترِ هم كه ديگه اصلا نميشه. دارم خاله ميشم، انقدر فشارش بدم، انقدر لوسش كنم كه مامانش هم شاكى بشه، انقدر دامن رنگى كوتاه و سارافون و كلاه براش بگيرم كه....آخه فسقلى زود بيا كه دلم برات تنگ شده.

ای جاااااااااااااااااااااااانم چه خوب
پاسخ دادنحذف