۱۱/۱۴/۱۳۹۰

قدرت ناخواسته

تجربۀ خراب شدن یا تموم شدن رابطه های طولانی مدت و خیلی عزیز تاثیرهای عجیبی روی آدمها میذاره، مسلما در مورد آدمهای متفاوت فرق می کنه، ولی یه خصوصیتی بینِ واقع بینی و ناامیدی انگار مشترک به نظر می رسه و حتی یه خشونتِ کمی توی نگاه به همه چیز، و انگار اینها آدم رو قدرتمندتر می کنه. چون پیش از تجربه کردنش یه ترس بزرگی توی زندگی وجود داره که آدمها فکر می کنن ممکنه بکشتشون! اما بعد از این تجربه مطمئن میشن و می فهمن که دیگه از این به بعد هم هیچ چیز نمی کشتشون و حتی فراتر هم میرن و توی نگاه و برخورد با آدمها و رابطه های دیگه حس مُردن آدمها به نظرشون مسخره میاد. در کل شاید با از دست دادن، چیزی که بدست میاد یک ضعف موقت و به دنبالش یه قدرتِ ناخواستۀ نه چندان دلچسب و نه چندان دلنشین باشه. همیشه هم البته هستن کسایی که اون چیزی که می ترسیدن بکشتشون می کشتشون واقعا، یا هستن کسایی که فکر می کنن نمردن ولی مُردن. کسی که ترس مُردن به خاطر از دست دادن کسی رو نداره اما آدم دلنشینی نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats