۱۱/۱۸/۱۳۹۰

اشکال نداره

رادیو درویش گوش می دادم و کتاب می خوندم، زنگ زده آروم می گه «خانومی سوئد آفِر گرفتم.»، نمی دونم چی بگم، می گم « ....مبارک باشه عزیزم... زنگ بزن به مامان اینها هم بگو خوشحال می شن...» می گه باشه و قطع می کنه. میام می شینم روی مبل و باز کتابم رو می خونم، نیم ساعت می گذره و همینطوری آروم کتاب می خونم و شجریان هم هنوز می خونه « ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار...»، یادم می افته که اشکال نداره گریه کنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats