اون موقع که رفته بودم کنسرت علیزاده و بعد کنسرت باهاش حرف زده بودم، مامانم پرسید چی بهش گفتی؟ گفتم چیکار داری، نمی گم! هِی گفت چه لوسی، چرا حالا مثلا نمی گی، بگو ببینم چی گفتی... نگفتم.
حالا دیروز رفته خونه ی سیمین بهبهانی برای عید دیدنی. اونجا محمود دولت آبادی رو دیده، کلی بغلش کرده و گریه کرده و باهاش حرف زده...ازش می پرسم چی گفتی بهش؟ می گه چیکار داری، نمیگم!!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر