۱۲/۱۲/۱۳۹۰

سه گانه

سه تا صدا هست که وقتی می شنومشون احساس می کنم یه حس مجزای مجرد خوب و تمیزی درونم زاده می شه که روی سلول های مرده و بیمار رو می پوشونه. یکیش صدای شاملو ( البته بیشتر توی نوار «سکوت سرشار از ناگفته هاست»)، یکی هم صدای ساز علیزاده ( اگه از نزدیک باشه که درمان محضِ! اگه آلبوم باشه «نوای نور»)، و یکی دیگه هم صدای مامانم که پرانتز هم لازم نداره.

۲ نظر:

  1. من صدای تار رو که می شنوم یه گرمایی دلم رو می گیره. انگار منو می بره به یه جای آشنای گرم و روشن. اینطوریه که دلم می خواد دائم صداشو بشنوم. اینطوریه که هر دفعه بزیبایی می شنومش دلم می خواد همه چیو ول کنم برم دنبال تار زدن. از کار و زندگی میندازدم!

    پاسخ دادنحذف
  2. من چه سبزم امروز ..........

    پاسخ دادنحذف

Web Stats