چشمهام رو که باز کردم سینه ام یهو تیر کشید، بی اعتنایی کردم، چندماهی بود خوب شده بود دیگه، دلم نمی خواست به روی خودم بیارم که باز داره تیر می کشه، هِی تیر کشید، هِی تیر کشید، و تا الان بی وقفه تیر کشید، با خودم گفتم «لعنتی! باید دوباره ویتامین E شروع کنم.»، جوابم هم این بود « اه، شِت، هو اَم آی کیدینگ؟!!!»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر