۲/۱۰/۱۳۹۱

زیرِ پل

ساعت دوازده شب بود، زیر پل تنهایی وایستاده بود ساکسیفون می زد. رفتیم باهاش حرف زدیم و چندتا سوال ازش پرسیدیم، گفتم اینجا چیکار می کنی، گفت زیر پل صدا می پیچه شبها میام تمرین می کنم. رفتیم یه کم دورتر نشستیم روی زمین، اونهم واسه خودش راه می رفت و تمرین می کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats