۲/۲۰/۱۳۹۱

خنده ها

بعضی وقتها از خنده ی آدمها عصبانی می شم. مثلا چهاربار فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدم، سه بارش تو سینما، آخرهای فیلم که شهاب حسینی خودش رو توی آشپزخونه می زنه مردم می خندن، نمی فهمم!! من هربار صورتم پر از اشک می شه اونجاش و مبهوت که چرا می خندین آخه؟!! یا مثلا تو کنسرت نامجو چند شب پیش، خب درسته یه طنزی داره شعرهاش ولی بعضی جاهاش طنزش دردناکه خیلی، یا مثلا جمله های ثابتی که با اصوات مختلف می گه فکر می کنن داره مسخره بازی در میاره با صداش، ولی اگه با دقت گوش بدی مثل پیچ خوردن آدم از دردِ دل می مونه، و من باز ناراحت نگاه می کردم به آدمهای کنارم و جلوم که به چی می خندن؟!! شاید هم خنده های عصبی باشه، نمیدونم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats