۳/۲۸/۱۳۹۱

دیوانه، برقص

دیشب به مدت دو سه ساعت، تماااااام انرژیم (و یه کم بیشترش) رو توی یه بار رقصیدم و پریدم و داد زدم! خیلی مزه داد، هرچی که بود خالی کردم. چهره ی خندان کاوه رو که یه گوشه توی روشن خاموشی نور می دیدم هم بامزه بود، مجموعه ای از این حرفها بود که «دیوانه، برقص، می دونم چته!»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats