۶/۰۷/۱۳۹۱

روز اول

حال عجیبی داشتم دیروز، در طول یک روز سه چهاربار حسم عوض شد، از بالای بالا تا پایین پایین. از آروم و خوشحال تا دپرس شدید. آرامش، طبیعت، درختهای بزرگ سیب که سیب هاش هم روی زمین ریختن، سنگفرش توی خیابون، خرگوش توی حیاط پشت خونه مون، ماشین های معمولی بی ادعا، پیرزن های دوچرخه سوار...و در مقابل، آهنگ صداشون که خیلی غریبه ست، حرفهاشون رو که نمی فهمم، توی سوپر که نوشته های روی مواد رو کلی باید بگردم تا یه کلمه ی انگلیسی پیدا کنم، سکوت و آرامش زیاد توی کوچه ها.
صبح که بیدار شدم حالم بهتر بود، نم نم بارون خوبی میاد، پنجره ها رو باز کردم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats