پاهام یخ بود، رفتم زیر پتو، مثل هر وقت دیگه ای که خشمگینم شروع کردم به ساختن سناریوهایی که جرات انجامشون رو ندارم و فقط می تونم خیال کنم که می تونم. و تا آخرش رفتم، به پایان که رسیدم خسته بودم... رفتم دوش گرفتم. لباسِ راحت خوب پوشیدم، شراب باز کردم، رادیو درویش گذاشتم. چندروزی می شه که دارم روی این شعر کار می کنم، اولین باره که شعری رو ترجمه می کنم، خیلی سخته ترجمه ی شعر...ولی فکر کنم بیشتر تمرین کنم. می دونم که باید سراغ شعر کوتاه و آسونتری می رفتم اما این شاعر و این شعر چشمم رو گرفت و نتونستم ول کنم. باید تمومش می کردم دیگه، مطمئنا اشتباه داره، اما دوستش دارم با همه ی برداشتهای خودم!
«امروز از آنِ تو»
شاعر: Jessica Greenbaum
البته که چکش برقی ای هست؛
و چشم اندازی همچون « هاپر»*، اما شادمان تر.
البته که روزنامه ای هست،
جارچی ِ روزانه ی ناتوانی مان.
روز از پسِ روز آسان می آید، آسان می رود: شَتَلَق،
سرانجامِ هرآنچه که در تاریکی رخ می دهد.
همچون رُستن زعفران از میان برفی که بر خلافِ انتظار،گرم می داردش؛
یا در این فراز، هوای شگفت انگیز اکتبر.
فرجامی بود که به سوی آن خیز برداشتیم.
به آنچه خیز برداشتیم؛
درد بود و از پسِ آن تحملِ درد.
و البته که آرزویِ برینِ من بود تا جهان را پیشکش ات کنم؛
اما آن جهان که خود باز چیدمش تا در فهم گنجد.
این است همه شورِ زنده بودن در آستانه ی سده ی بیست و یک؛
اینگونه به صدا در می آیند اینان، در مقابلِ یکدیگر؛
اینگونه می نمایاند یکی، مفهوم دیگری را؛
اینگونه است رنگ زرد در همسایگیِ آبیِ بی انتها.
* اشاره ای ست به نقاش و تصویرگر Edward Hopperr .
«امروز از آنِ تو»
شاعر: Jessica Greenbaum
و چشم اندازی همچون « هاپر»*، اما شادمان تر.
البته که روزنامه ای هست،
جارچی ِ روزانه ی ناتوانی مان.
روز از پسِ روز آسان می آید، آسان می رود: شَتَلَق،
سرانجامِ هرآنچه که در تاریکی رخ می دهد.
همچون رُستن زعفران از میان برفی که بر خلافِ انتظار،گرم می داردش؛
یا در این فراز، هوای شگفت انگیز اکتبر.
فرجامی بود که به سوی آن خیز برداشتیم.
به آنچه خیز برداشتیم؛
درد بود و از پسِ آن تحملِ درد.
و البته که آرزویِ برینِ من بود تا جهان را پیشکش ات کنم؛
اما آن جهان که خود باز چیدمش تا در فهم گنجد.
این است همه شورِ زنده بودن در آستانه ی سده ی بیست و یک؛
اینگونه به صدا در می آیند اینان، در مقابلِ یکدیگر؛
اینگونه می نمایاند یکی، مفهوم دیگری را؛
اینگونه است رنگ زرد در همسایگیِ آبیِ بی انتها.
* اشاره ای ست به نقاش و تصویرگر Edward Hopperr .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر