شش تا شعر هایکوی دیگه، از Eugine Yiga، ترجمه ی امروز :
کشتار
قبیله های گرسنه، شوریده
گوشت تازه را تکه تکه می درند. لکه های خون
دندان های سفید پوشیده شده از استخوان.
هوای آزاد، نه نفس، نه صدا
زمین روحم را لکه دار می کند.
شرابِ گرم
زمانی تسکین شیرین، کنون زهر.
بیشتر ننوش، رها باش.
هیچ چیز به خطر نمی افتد، هیچ سودی حاصل نمی شود
نه کم و نه زیاد.
آلودگی را می شویند و زندگی تازه می آورند
آزادی سرانجام می آید.
مدفون در جسم فانی انسان
مرگ زندگی می آورد، پرواز می دهد.
کشتار
قبیله های گرسنه، شوریده
گوشت تازه را تکه تکه می درند. لکه های خون
دندان های سفید پوشیده شده از استخوان.
ترس
نورِ تابان می رباید بینایی ام راهوای آزاد، نه نفس، نه صدا
زمین روحم را لکه دار می کند.
خیانت
نزدیک تر بیا.شرابِ گرم
زمانی تسکین شیرین، کنون زهر.
بیشتر ننوش، رها باش.
راکد
روز می آید و روز می رودهیچ چیز به خطر نمی افتد، هیچ سودی حاصل نمی شود
نه کم و نه زیاد.
مرگ
بادهای تند خنک می وزندآلودگی را می شویند و زندگی تازه می آورند
آزادی سرانجام می آید.
مرگ
ارواح آتشین، افتاده در دام،مدفون در جسم فانی انسان
مرگ زندگی می آورد، پرواز می دهد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر