شاگرد تار منه، سی ساله که کپنهاگ زندگی میکنه. دیشب توی کنسرت شجریان تازه کاوه رو دیده، به کاوه میگه «خیلی ممنون که اجازه میدین خانمتون بیاد کپنهاگ به ما درس بده.»!! کاوه خجالتزده شده بود، میگفت این چه حرفیه آخه، به من چه! اونهم همچنان اصرار میکرد و با این حالت که یعنی تعارف نکن میگفت « نههههه، سخته برای شما حتما!» یعنی اگه توی این سی سال فقط برای خرید ماست رفته بود سوپر سر خیابونشون و بقیهش هم توی خونه نشسته بود توی کپنهاگ، باز هم بیشتر از این باید تاثیر میگرفت از محیطش. بعضیها رو باید به عنوان موارد خاص مطالعه کرد.

کاوه باید میپرسید دقیقا چیش سخته یعنی؟( از اینکه اینجور آدم هارو تو منگنه بگذارم به شدت لذت میبرم!)
پاسخ دادنحذف