۷/۰۹/۱۳۹۳

یک راه

آدمها اغلب فکر می‌کنن دوتا راه وجود داره که بفهمن کسی دوستشون داره یا نه. یکی اینکه باهاشون زمان بگذرونن و ببینن که واقعا چقدر طرف داره لذت میبره، چقدر راحته و خوشحال میشه از وجودشون، کیف می‌کنه از مست شدن باهاشون، از طبیعت‌گردی و سفر رفتن باهاشون، از گریه کردن باهاشون، از مهمونی رفتن باهاشون. لذت و راحتی رو به طور واضحی ببینه توی وقت گذروندن‌های این شکلی، و خب طبیعتا برداشت کنه که اون آدم چقدر دوستش داره. یک راه دیگه هم اینه که کلیشه‌های حسادت‌برانگیز یا حساسیت‌برانگیز رو روی طرف پیاده می‌کنن، یا دریغ کردن چیزهای ساده‌ای که اون طرف نیاز داره، تا ببینن عکس‌العملش چیه و از روی اون عکس‌العمل برداشت کنن طرف دوستشون داره یا نه. در نود درصد مواردِ راه دوم میشه برداشت کرد که طرف دوستشون داره و بخاطر همین هم هست که آدمها این راه رو زیاد انتخاب می‌کنن، چون منجر میشه به جوابی که دلشون می‌خواد. حقیقت اینه که فقط همون راه اول کار می‌کنه و دروغ نمی‌گه! راه دوم فریب محضه، راه دوم آزار و اذیت‌های بیمارگونه‌ست و عکس‌العمل طرف هم نهایتا دلایلش فقط اینه که به غرورش برخورده، یا حس می‌کنه بهش بی‌احترامی و توهین شده، یا حس می‌کنه حقش نبوده. همه‌ی چیزهایی که به خودش مربوط میشه و نه دوست داشتن کس دیگه. 

۱ نظر:

  1. راه دوم، به زبان ساده همون "امتحان" کردن نیست؟ به نظر من هم بدترین و اشتباه ترین راه برای فهیدن علاقه و افکار یک انسان همینه که با آزار و اذیت های کوچیک بخوای امتحانش کنی.
    یه دختر و پسر جوان می شناختم که در شرف نامزد کردن بودند. دختر تصمیم گرفت پسر رو امتحان کنه. وقتی رفته بودن پیتزا فروشی با هم شام بخورن، دختر سر شام چیزی به پسر گفته بود (که واقعاً یادم نیست چی بود) که پسر خیلی عصبانی شده بود و صداشو برده بود بالا و گویا نوشابه ای چیزی هم از روی میز ریخته بود. دختر هم نتیجه گرفته بود با این آدم نمیشه زندگی کرد!!!
    بدترین راهه...

    پاسخ دادنحذف

Web Stats