۱۱/۲۸/۱۳۸۹

نقاش

شايد از تو ياد گرفتم، اينكه انقدر به جزئيات حالت آدمها دقت كنم وقتى دارن باهام حرف می زنن. به لحن صداشون، به سايه اى كه روی چهره شونه، به اينكه آهنگ كلماتشون موقع گفتن يه حرف سخت چطورى عوض می شه، به مكثى كه توی نگاهشون مياد، به دستهاشون، به انحنای خطوطی که روی چهره شون میاد و میره. شاید از تو یاد گرفتم که یه دنیای موازی داشته باشم وقتی کسی داره باهام حرف می زنه و چه نقاش خوبی می شم توی اون دنیا. شايد از تو ياد گرفتم، شايد هم تو از من ياد گرفتی.

۱ نظر:

  1. خیلی جالب و عجیبه که این به نظرت نقاشی میاد. یا شاید هم یه اتفاقی بعد از اون دقت کردن می‌افته که ما نمی‌دونیم و اونه که تبدیلش می‌کنه به نقاشی.

    پاسخ دادنحذف

Web Stats