۱۲/۲۹/۱۳۹۰

شاید هم

- خیلی شلوغ بود، وقتی می خواستیم «اندک اندک» رو اجرا کنیم به سرپرست گروه گفتم که آهنگساز این قطعه امروز از دنیا رفته و اگه ممکنه برای احترام این رو هم بگه برای شنونده ها. وقتی اعلام کرد چهره ی کسی رو دیدم توی جمعیت که می شناختمش از دور، خبر نداشت، یهو رنگش پرید و با چشمهای متعجب به من نگاه کرد و بی صدا و با حرکت لبهاش پرسید «ذوالفنون؟!!» با تکونِ سر  جوابش رو دادم و دیدم که چشمهاش پر شد، از گریه اش گریه ام گرفت. 

- داشتم می خوندم، تنظیم صدا بد بود و خیلی نمی شنیدم که چی دارم می خونم. یهو چهره اش رو پیدا کردم توی جمعیت که داشت فیلم می گرفت. خنده ی خیلی خوبی رو لبهاش بود، فکر کردم « دارم خوب می خونم حتما»!! چند دقیقه گذشت، باز برگشتم به طرفش و هنوز لبخندش رو داشت، فکر کردم « شاید هم خوب نمی خونم و فقط دوستم داره.»!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats