وقتی با لحنی که محکمیِ اغراق شده ی همیشگی هم قاطیش بود داشت می گفت « امکان نداره، باورم نمی شه کسی به اندازه ی من از موسیقی لذت ببره.»، نگاهم رو دزدیدم که تردید رو نبینه توی چهره ام. اون لحظه دلم نمی خواست قبول کنم آدمهایی که توی ظلم کردن و بدی کردن به انسانها خیلی راحت و بی قید و بند هستن هم می تونن انقدر از موسیقی لذت ببرن. بعدش یاد رکن الدین مختاری افتادم. پس میشه اون هم لذت ببره از موسیقی، بیشتر از هرکس دیگه ای حتی. شاید اصلا یکی از خوبی های موسیقی همینه، شاید اگه موسیقی نبود، سرپاس مختاری بدتر از اون هم می تونست بکنه با مردم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر