۲/۰۱/۱۳۹۱

آدمِ خوب

پیرمرد اهل ارمنستان بود، دودوک می زد. این ترم مهمان گروه موسیقی خاورمیانه ست، دیشب اومده بود سرِ تمرین. یه بلوز و شلوار کهنه تنش بود و صندل، موهاش یکدست سفید بود، حتی موهای روی دستش هم سفیدِ سفید بود، اما سیبیلش یکدست سیاه، شاید فکر کرده بود موقع ساز زدنش شنونده ها توجهشون جلب می شه به سیبیلش و باید سیبیل تمیز و رنگ کرده باشه! خیلی مظلوم اما شوخ بود، وقتی شروع کرد به زدن، لپهاش که یه کم باد شد، صدای گرفته ی مظلومِ یه کم غمگین که از سازش دراومد اشکهای من هم سرازیر شد. آدمِ خوب، آدمِ خوب، آدمِ خوب.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Web Stats