۵/۱۳/۱۳۹۱

خیلی زشته خب!

خیلی بامزه ست وقتی سر حرف رو با یکی گم می کنی و یادت نمیاد از کجا شروع شده بود. دیشب توی یه مهمونی یکی از دوستان ازم پرسید «چرا بچه دار نمی شین؟» سوالی که توی هممممممه ی مهمونی ها ازم پرسیدن تو این چندوقت، گاهی فقط به پرسش ساده ختم شده و گاهی هم با توضیح در مورد سن و سال و چسبندگی رحم و اینها همراه شده!! من هم خب هیچوقت جواب که نمی دم به همچین سوالی، صبر می کنم تا طرف نصیحتش رو بکنه و رد بشه. اما دیشب که این دوستمون پرسید، نمی دونم چرا چونه ام گرم بود و دیگه یه کم با صبر بیشتری شروع کردم به حرف زدن راجع به این موضوع، وسطش هم گفتم «خیلی زشته، حریم خصوصی اصلا معنا نداره انگار، همه از آدم می پرسن چرا بچه دار نمی شی، خب آخه تو چیکار داری که من کی بچه دار می شم یا چرا نمی شم!!»، بعدا یادم اومد خب خودِ بحث هم اصلا از سوالِ طرف شروع شده بود که چرا بچه دار نمی شی! خلاصه احتمالا تو دلش فکر کرده من چه تیکه ی گنده ی بدی بهش انداختم.

۱ نظر:

Web Stats